بارش باران در تهرانمورخه ۱۶/۹/۸۶ خدايادراين روزجمعه باراني(مورخه ۱۶/9/86)

بگذار تا من نيز بخندم نه اينكه بگريم

بگذار من خوبي ها را ببينم

بگذارتا بدي هاي مردم را نبينم

بگذار من نيز در اين زمانه بخندم

بگذار تا من  همه را دوست بدارم

بگذار تا  همه را ببخشم

بگذار تا زيبايي ها را ببينم

بگذار تا دل شكسته ها را لمس كنم

بگذار بشنوم از ني ونيستان

بگذار بخندم به گل  وگلستان

بگذار تا بخندم به دل وآه

بگذار تا بروم راه

بگذار تا معشوقم را ببينم

بگذار تا دلم را بشكافم وقلبم را كه مملو از عشق  است را ببينم

بگذار تا قلبم را كه سياه از نوشته دوست داشتن است را بيرون آورم

بگذار تا  مغزم را كه مدام حرف از عشق وعاشقي مي زند راپاك كنم

بگذار تا همه آنچه كه توي اين مدت به سرم آمداز ذهنم ديليت كنم

بگذار تا همه خاطرات خوب وبدم را ياد كنم

بگذار تا همه  پيامك ها را به صاحبش باز گردانم

بگذار تا زمان را به عقب برگردانم وهمه را از ياد ببرم

 بگذار تا سكوتي كه از شب مي آيدرا با ناله شبانه بشكنم

بگذار سكوت شبي را كه  سكوت شبم بود با كلمه دوستت دارم بشكنم

بگذار تا سكوت شبي را كه سكوت تنهايي دلم بود، با فرستادن پيامك  موبايل،برايش بشكنم

بگذار تا سكوت شبي راكه مرا مرد با احساس گذاشت  ،خوشبخت ببينم

بگذار تا سكوتي را كه در دل شب  بهم  پيامك خوشحالي مي داد شاد ببينم

اي سكوت شب  اي راز شب واي بهشت شب...........سكوتت زيباست.(وداغي گلپايگاني)


 

نوشته شده توسط حاج فر یدون -----------وداغی گلپایگانی در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 19:58 موضوع | لینک ثابت